خیار غبن چیست و چه گونه آنرا ثابت و رد نماییم؟
مثال رای خیار غبن
قراردادها و اوراق
توسط دکتر معالج علی رفیعی آپ دیت رسانی گردیده در ۲۳ مهر ۱۴۰۰
خیار غبن چیست
9
به اشتراک گذاری
۴.۷ / ۵ ( ۱۳ امتیاز )
هنگامی که دونفربا هم قراردادی را انعقاد می نمایند،بایستی به تعهدات ناشی از این عقد پایبند بوده وبه تعهدات خویش شغل کنند .
به همین انگیزه طرفین می بایست از وضعیت تفاهم نامه یا این که عقد به نیکی باخبر گردیده و متن تفاهم نامه را به خیر و خوبی بازرسی نمایند .بسیار رخداد می افتد که طرفین با اصطلاحات جان دار در بندهای تفاهم نامه آشنا نبوده و همین دستور سبب ساز بروز مشکلاتی در آتی می گردد .
یکی این اصطلاحات خیار غبن فاحش میباشد که در بعضی قراردادها با تیتر “اسقاط همه خیارات ولو خیار غبن” بیان میشود.بعضا از اشخاص سوای اینکه معنای این واژه را بداند آن را امضا کرده و سبب ساز بروز دردسر برای خویش میشوند .
ما درین نوشتهیعلمی بر آنیم به تعریف و تمجید این خیار و اثر ها آن بپردازیم درپی یاور مجموعه حقوقی موکل –پشتوانه و مدافع دستمزد موکل باشید:
درین مقاله میخوانید:
خیار غبن چیست؟
خیار غبن در چه معاملاتی وجود دارااست؟
مثال رای در ارتباط با خیار غبن:
لایحه دفاعیه خیار غبن
خیار غبن چیست؟
خیار در دانش حقوق و دستمزد، بمعنای حق برهم زدن معامله معنی گردیده است که گونه های زیادی را در برمیگرد.
خیار غبن، یکیاز اشکال خیارات بشمار میآید و مربوط به وقتی میباشد که یک کدام از طرفین معامله در ارتباط پر ارزش آیتم معامله مبتلا نادرست یا این که فریب گردیده باشد. دراین حالت فرد متضرر ،میتواند به استناد این خیار معامله را باطل نماید.
خیار غبن فاحش وخیار غبن افحش یعنی چه؟
خیارغبن فاحش به حالتی گفته می گردد ،فریب در بها معامله به قدری بدیهی و معلوم میباشد که نمی اقتدار از آن دیده پوشی نمود.
شهید شدن کذب چیست؟
دراینصورت شخصی که مغبون گردیده میتواند به واسطه فریبی که در معامله در ارتباط باارزش معامله خورده دادخواست باطل معامله به استناد خیار غبن فاحش را بدهد.
اما تشخیص اینکه آیا حقیقتا در قیمت گزینه گزینه معامله تغییری نتایج گردیده یا این که خیر با عرف میباشد و طبق عرف جامعه بایستی حیث اعطا کرد.
خیار غبن افحش نیر به حالتی فراتر از وضعیت فاحش اطلاق میگردد و بگونه ای میباشد که معیار تفاوت مبلغ(تفاوت ارزش آیتم معامله با بها حقیقی) و در سود خسارت بسیار زیاد میباشد بیشتر از خیار غبن فاحش است و این تفاوت بها به هیچ وجه قابل تایید نمیباشد.
از جمله خودروی که بها آن ۱۰۰ میلیون تومان میباشد به مبلغ ۵۰ میلیون فروخته گردد یا این که برعکس.
مستندات رسمی خیار غبن:
ماده ی ۴۱۶ ضابطه مدنی:
“هریک از متعاملین که در معامله، غبن فاحش داشته باشد، بعداز دانش به غبن قادر است، معامله را باطل نماید.”
ماده ی ۴۱۷ ضابطه مدنی:
“غبن در حالتی که فاحش میباشد که عرفاً قابل مسامحه نباشد.
ماده ۴۱۸ ضابطه مدنی:
“در صورتی مغبون در طی معامله فقید به ارزش عادله بوده، خیار باطل نخواهد داشت.”
ماده ی ۴۱۹ ضابطه مدنی:
غبن در شرایطی که فاحش میباشد که عرفاً قابل مسامحه نباشد.“درصورتی که مغبون در طول معامله فقیه به ارزش عادله بوده، خیار باطل نخواهد داشت”.
ماده ی ۴۲۰ ضابطه مدنی
“خیار غبن پس از دانش به غبن، فوری میباشد”.
ماده ی ۴۲۱ ضابطه مدنی
“در شرایطی که هر که طرف خویش را مغبون نموده است، تفاوت ارزش را بدهد، خیار غبن ساقط نمیشود. مگر این که مغبون به دریافت تفاوت بها، راضی خواهد شد”.
خیار غبن در چه معاملاتی وجود داراست؟
خیار غبن تنها در معاملاتی قراردارد که معوض باشند بهاین مفهوم که مالی در عوض پول یا این که متاع دیگری رد و بدل میشود. فلذا در عقودی نظیر هبه یا این که صلح های محاباتی ( عقد صلحی که قیمت عوضین رعایت نمیگردد) ، حکم کننده وجود ندارد و شما نمی توانید بعنوان نمونه چنانجه مالی را به دیگری میبخشید ، به اعتبار خیارغبن آنرا منحل کند.
خیار غبن
مثال رای خیار غبن
نکته: طرفی که فریب خورده(مغبون) میباشد ، در حالتیکه حق بر اینگونه خیاری دارااست که مطع از قیمت حقیقی وواقعی معامله نباشد وگرنه اینگونه خیاری را جهت باطل معامله از دست خواهد بخشید.
مفهوم اسقاط تمامی خیارات ولو خیار غبن چیست؟
در ارتباط با معنا این اصطلاح که در اکثری از قراردادها درج شده می بایست خاطرنشان کرد،یعنی هر که این سد را امضا می کنند همگی اختیارات خویش را جهت باطل معامله حتی چنانچه که در قیمت آیتم معامله فریب خورده باشد ،از دست میدهد وحق باطل معامله را به استناد هیچ یک از خیارات نوشته شده در ضابطه نخواهد حتی خیار غبن.
آیا در شکل اسقاط خیارات،خیار غبن فاحش و افحش هم اسقاط میشوند؟
در توضیح این مقاله بایستی اذعان کرد طبق حیث بعضی حقوقدانان ،حتی در حالتیکه خیار غبن فاحش اسقاط خواهد شد ،خیار غبن افحش قابل اسقاط وجود ندارد ،زیرا در خیار غبن افحش به قدری معیار ورود ضرر و زیان بدیهی و مشخص و معلوم میباشد که هیچ کس علیه خویش اینگونه اقدامی را نمی نماید که آن را ساقط کند مگر از روی جهل و نا آگاهی.
در حالتی که که مغبون شدیم چه اقداماتی جاری ساختن دهیم؟
طرفی که در معامله مبتلا غبن گردیده و زیان کرده بایستی از روش ارسال اظهار طومار عزم خویش را به طرف مقابل اعلام کند واین اظهارنامه از روش دفترها سرویس ها قضایی قابل تهیه و ارسال میباشد.
مثال گلایه از نماینده قانونی چهطور میباشد؟
درپی در حالتی که این مبادرت اثر گذار واقع نشد با ارسال دادخواست از روش دادگاه حقوقی ،خواهان جاری ساختن حق باطل خویش به استناد خیار غبن فاحش یا این که افحش شود تا معامله مربوط منحل گردد.
به چه شکل در ازای باطل تفاهم نامه به اعتبار خیار غبن مدد نماییم؟
یکی دفاعیات طرف مقابل در رد دعوی باطل به اعتبار خبار غبن ،ثابت مفاد و نظایری میباشد که نماد میدهد فرد با ادعای غبن، اصولاً آگاه از ارزش حقیقی ملک بوده میباشد. بعنوان نمونه ادعای غبن از افراد واجد بنگاه معاملات ملکی بسختی پذیرفته میگردد.
از سایر دفاعیات در رد باطل معامله غبنی، این اصلی است که شرط فوریت انجام خیار غبن رعایت نشده میباشد. به این توضیح که فردی که باخبر از ارزش وااقعی شوید، می بایست بلافاصلهً اقدام به ایفا خیار غبن بنماید در غیر اینصورت دعوی باطل او رد خواهد شوید.
مرجع صلاحیت دار جهت بازرسی به دعوی خیار غبن
در شرایطی که قضیه آیتم معامله فرآورده غیرمنقول یا این که ملک میباشد، در صلاحیت دادگاه محل وقوع فرآورده غیرمنقول میباشد و درصورتی که کالا منقول نظیر ماشین باشد، محل اقامت خوانده و محل منعقد و اجرای تفاهم نامه مرجع باتقوا به پژوهش خواهد بود
مثال رای در ارتباط با خیار غبن:
“شماره رای پایانی: ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۹۱۰۰۳۴۷ مورخ۱۱/۱۲/۹۳ شعبه ۳ دیوانخوب مرزو بوم”
” ملاک فوریت در خیار غبن به طور همزمان با دانش به آنست و درصورتی که شخصی بعداز زمان وقتگیر از اجرا معامله دانش به غبن پیدا نماید و بلافاصلهً آن را جاری ساختن نماید، این فرمان مغایرتی با فوریت ندارد”
“رای شماره ی ۴۶۷ مورخ ۸۷/۴/۵ شعبه ی ۳ دادگاه تجدید لحاظ استان طهران”:
“جدا لحاظ از این که قیمت حقیقی و واقعی ملک در تاریخ وقوع معامله چه ترازو بوده میباشد، زیرا در مبایعه طومار، مستند دعوی اسقاط کافه ی خیارات خصوصا خیار غبن فاحش به فعالیت آمده میباشد، لذا نظارت غبن و جلب لحاظ متخصص، موضوعیت ندارد.”
“رأی شماره ی ۱۱۳۹ مورخ ۸۴/۸/۲۱ شعبه ۱۷۶ دادگاه همگانی حقوقی طهران”:
“ادعای غبن موجه وجود ندارد، چون در تفاهم نامه تنظیمی، اسقاط کافه ى خیارات، در صورتیکه چه خیار غبن فاحش باشد، به فعالیت آمده میباشد.”
“رای شماره ی ۹۶۰۹۹۷۱۷۸۷۲۰۰۲۲۲ مورخ ۹۶/۵/۱۰ شعبه ی ۲ دادگاه همگانی حقوقی گنبد کاووس”:
“درصورتی که چه تمامی ی خیارات برای مثال غبن به هر تیتر و داعیه و به هر ترازو با اقرار طرفین به دانش و استحضار بدون نقص نسبت به عرف و بازار، اسقاط گردیده است؛”
“لیکن با دقت به عقیده ی دارای تخصص، واحد سنجش حقیقی وواقعی ملک در طی تفاهم نامه ۶۰۰ میلیون تومان اعلام و این که طرفین معیار ارزش را ۴۰۰ میلیون تومان اعلام کرده اند و این ما به التفاوت به ترازو ۲۰۰ میلیون تومان در مشاهده کرد عرف و بازار، دربرگیرنده غبن فاحش و فحش بوده میباشد که اسقاط ادعای فوق، مشمول آن نمیباشد.”
لایحه دفاعیه خیار غبن
در محتوای پایین در ارتباط با لایحه دفاعیه خیار غبن محتوای جامعی را برای شما عزیزان مهیا نموده ایم.
سر کردگی و مستشاران با شخصیت دادگاه تجدیدنظراستان
باسلام
احتراماً در زمینه ی دادنامه مغایر بشماره ۱۴۰۰۰۹۳۹۰۰۰۶۰۸۳۶۰۹ مورخ ۱۳/۶/۱۴۰۰ صادره از شعبه ۵ دادگاه حقوقی اصفهان ، مستند به جهات الف و ج و ه ماده ۳۴۶ ضابطه آئین دادرسی مدنی مطالب پایین در نقض دادنامه بدوی به اگاهی آن منزلت با شخصیت میرساند:
۱-وفق دادنامه صادره، دادگاه با شخصیت به نظر اسقاط خیارات و همینطور فقدان رعایت فوریت و کاهش ترازو ثمن گزینه معامله، تهیه وکالتنامه کاری، فارغ از ارجاع فرمان به دارای تخصص جهت تحقیق قضیه تفاوت ارزش گزینه معامله و کشف افحش بودن بها درج شده در تفاهم نامه حکم به بیحقی دعوی من کرده است.
۲-درصورتی که مستحضرید بطور کلی یکی خیارات مختص عقد بیع که هر یک از متعاملین می توانند از آن به کارگیری کنند خیار غبن می باشد کهاین خیار ناظر به بعد از دستیابی دانش بر طبق مغبون شدن از منطقه یک کدام از متعاقدین هست که صاحب و مالک خیار بعد از ایفا حق خویش قادر است آن را به طرز مقتضی به اگاهی طرف دیگر تفاهم نامه رسانیده و تأیید آن را از دادگاه درخواست کند.
غبن افحش به صورتی اطلاق میگردد که بیشتر از غبن فاحش میباشد و تفاوت به وضوح و روشنی مشاهده خواهد شد
۳-عدم اسقاط خیار غبن افحش:
در زمینه ی مورد عدم اسقاط خیار غبن افحش و انصراف آن از سد ۶-۶ تفاهم نامه فیمابین ، به اگاهی آن مقامان متشخص میرساند:
اولاً با دقیق شدن در مبایعنامه فیمابین مشاهده میگردد طرفین خیار غبن افحش را اسقاط ننموده اند و عرفاً زمینه اسقاط خیار غبن، ناظر بر مورد خیار غبن فاحش میباشد که امری مختلف با زمینه غبن افحش میباشد.
ثانیاً آنچنانچه بموجب دکترین حقوقی همانند شادروان پزشک کاتوزیان آمده میباشد، اساساً ورود به معامله افحش، در حوزه تراضی طرفین قرار نمیگردد و افراد ورود به اینگونه معامله ای نمی کنند و بر همین شالوده خیار غبن بنحو افحش بر خلاف اصل بوده و می بایست تعبیر و تفسیر مضیق دراین خصوص نمود.
برهمین شالوده من هیچگاه رضایتی بر ورود نسبت به اینگونه معامله نبوده ام.
ثالثا اثرو دامنه آن اسقاط خیار غبن، تابع به عبارتی عزم میباشد پس درصورتی که مغبون به این گمان که تفاوت ارزش در توان غبن متعارف میباشد خیاررا ساقط نماید و بعد از آن مشخص شودکه بهای تفاهم نامه تعدادی برابرقیمت حقیقی وواقعی میباشد( افحش) ، خیارغبن ساقط نمیشود .دراین فرض هرگاه ادله ویژه ای براثبات قصد حقیقی و واقعی وی در مشت نباشد واحد سنجش نیز عرف میباشد .یعنی می بایست روئت کرد انسانی متعارف درآن وضعیت تاچه اندازه از تفاوت می گذرد
رابعاً درغبن افحش اگرخیارات هم ساقط گردیده باشد شامل خیارغبن ناشی از افحش نمیشود .زیرا ساقط کردن خیاریک فعالیت حقوقی میباشد و هرعمل حقوقی نیازبه صرف داراست چون هیچ انسان عاقلی همینطور کاری نمی نماید مگر دچارجهل گردیده باشد .
خامساً بر مبنای شکلگردهمایی گردهمایی قضائی مورخ ۱۳۹۸/۰۷/۱۴ درباره ی مورد (ساقط شدن غبن افحش در شکل اسقاط کافه خیارات ولو غبن فاحش)، در جواب بدین سوال که
آیا درصورت قید عبارت اسقاط کافه خیارات ولو غبن فاحش، غبن افحش نیز ساقط شدهاست ؟
حیث هیئت بهتر ، صراحتاً اسقاط خیار غبن فاحش را شامل خیار غبن افحش ندانسته میباشد.
۴-فوریت در خیار غبن:
با اهمیت به مواد ۴۲۰ ضابطه مدنی ، که مقرر میدارد : خیار غبن بعداز دانش به غبن، فوری میباشد ، قانونگذار ملاک فوریت در ماده مرقوم را همزمان با دانش به آن دانسته میباشد.
خواسته از فوریت در خیارات ازجمله فوریت در خیار غبن مستفاد از ملاک ماده ۱۱۳۱ ضابطه مدنی این میباشد که مغبون بعد از دانش موضوعی؛ یعنی دانش به انگیزه باطل و دانش حکمی؛ یعنی دانش بدینکه غبن موجب خیار میباشد و نیز دانش بهفوریت دانش حکمی. هر دو اینها را دربرمی گیرد، پس از دانش موضوعی و دانش حکمی، بلافاصلهً به باطل اقدام کند.
اصل این میباشد که دانش موضوعی وجود نداشته میباشد. مقصود این میباشد که با اظهار مغبون بهاینکه از فلان تاریخ دانش موضوعی نتیجه هاگردیده، این مقاله بایستی از وی پذیرفته گردد، به جهت اینکه حرفش موافق با اصل میباشد.
من هیچگونه علمی در ارتباط مغبون بودن خود نداشته ام تا آنجا که حتی ماه ها بعداز تفاهم نامه فیمابین ، اقدام به تهیه و تنظیم وکالت کاری نیز نمودم و این اصلی خویش حکایت از عدم اگاهی غبن من داشته میباشد.
من بمحض استحضار به مغبون شدن خویش، به شورای حل اختلاف مراجعه که متاسفانه آن شورا جهت کاشفیت افحش آنرا در صلاحیت دادگاه دانسته و من بنحو غیرقانونی و بازرسی از بنگاه های معاملات ملکی بمحضی که با خبر از این مورد گردیدم، اقدام به ارسال اظهارنامه و انجام خیار دراین خصوص نمودم .
۵-از سایر دلایل عدم استحضار من به مبلغ حقیقی وواقعی آیتم معامله همانا کاهش ثمن تفاهم نامه فیمابین است که نفس اینگونه نزولی خویش دلالت بر عدم استحضار بر واحد سنجش حقیقی وواقعی مسئله تفاهم نامه و تصور خطا من به ارزش حقیقی تفاهم نامه حکایت دارااست.
بعبارت دیگر مغایر برهان دادگاه بدوی که کاهش ترازو ثمن آیتم معامله را بمعنای استحضار از ارزش حقیقی و واقعی میداند ، به اگاهی میرساند بشر متعارف درصورتی که باخبر باشد بها آیتم معامله بیشتراز یک دهم ارزش حقیقی وواقعی میباشد، اساساً اقدام به کاهش ثمن تفاهم نامه نمی کند و در واقع کاهش ثمن خویش بدین معناست که به تصور فروشنده او اطلاعی از مبلغ حقیقی گزینه معامله نداشته میباشد
۶-تهیه وکالت کاری در حق خریدار ، هیچگونه دلالتی بر اگاهی از بها حقیقی و واقعی مورد آیتم معامله ندارد و بمعنای رد دعوی شکل پذیرفته حکایت ندارد.
۷-دادگاه بدوی دربارهی مسئله غبن افحش هیچگونه تحقیقی از روش ارجاع فرمان بکارشناس شکل نداده میباشد و فقط به تعدادی خطاها شکلی بسنده کرده است
۸-خط مش قضایی
-وفق روش قضایی حکم دهنده در مراجع قضایی مشاهده میشود: با وجود اسقاط کلیه خیارات ازجمله خیار غبن، خیار غبن فاحش و افحش ،محاکم انرا ساقط ندانسته و بلکه بالعکمس دعوی خیار باطل به اعتبار خیار غبن را ساری و روان میدانند.
دراین خصوص آرای قطعی بشرح پایین نثار میگردد:
الف- دادنامه قطعی بشماره
دایر بر آنکه در حالتیکه که در عقد بیع، مطلق خیار غبن اسقاط گردیده باشد و مقید به رتبه خاصی از آن نشده باشد، قانوناً و طبق موازین شرعیه، حاکی از رتبه ای ادنی از غبن میباشد و در هر کدام که غبن فاحش و غیر متعارف باشد، اسقاط حق خیار غبن، نافی به کارگیری از حق خیار غبن فاحش وجود ندارد..ً
ج– رای دیوان خوب مرزو بوم ب۳۹۳
دایر بر آنکه : ملاک فوریت در خیار غبن هم زمان با دانش به آنست و درصورتی که شخصی پس از بازه وقتگیر از اعمال معامله دانش به غبن پیدا نماید و بلافاصلهً آن را انجام نماید، این دستور مغایرتی با فوریت ندارد.
پیشنهادی : لایحه دفاعیه رد هبه
نماینده قانونی کارشناس در باطل مورد وکیل در مشهد سوء به معامله به استناد خیار غبن
ثابت اینکه ما در ایفا معامله در گیر فریب گردیده ایم و مغبون از اجرا معامله ،فرمان تخصصی میباشد و می بایست طبق اصول حقوقی این دستور را ثابت نمود ،چون همان طور که گفته شد خیار غبن فوری میباشد و مغبون بایستی به محض استحضار آن را انجام کرده و معامله را باطل کند وگرنه دیگر اخیار باطل معامله را به استناد این خیار از دست میدهد .
پس عالی میباشد در اسرع وقت با یک نماینده قانونی کارشناس درین فرمان مشورت کردن کرده و کارها مرتبط با جاری ساختن این خیار را به او سپرد.
دفتر کار حقوقی موکل با ارائه شایسته ترین سرویس ها حقوقی و قاب زبده وکلا فراهم سرویس رسانی به شما هم وطنان گرامی در سرتاسر کشورایران عزیزمان میباشد .
ما تا احقاق حقوق و دستمزد شما پناه میکنیم.
محل کار حقوقی موکل-پشتوانه و مدافع حقوق و دستمزد موکل
در ارتباط با خیار غبن چیست همچنان نیاز به ارشاد دارید؟ویا در ارتباط با مضمون غبن فاحش چیست سوالی دارید؟ کافیست در نصیب نظرها مبادرت به سوال پرسش خ